تست
src="http://www.30ds.com/ads/feed/?AdsID=8596&pic=1&name=1&desc=1&link=1&price=1&row=5&col=5&cat=&percent=0&style1=&style2=&ads_type=1" >
وبلاگ مملی کوچولو و فرشته مهربون لحظاتی سراسر خنده براتون میاره
نابودی بشریت.آغاز عصر تاریکی.اما جایی در زمین جادوگرانی بی باک افرادی شیردل برخواسته از جادوی پاک. آمده از دل روشنایی و آنها کسانی نیستند جز مریدان. و آنها نابودی شیاطین هستند.
و همه ی اینها در سری کتابهای سرزمین شیاطین نوشته درن شان انتشارات بنفشه.به شما پیشنهاد خواندنشان را در عید می دهم.
وب سایت رسمی درن شان به زبان فارسی در ایران : www.darrenshanfans.ir
خواندن این کتابها رو در ایام عید شدیدا و اکیدا توصیه می کنم.
این خاطره ای که میخوام بگم مربوط میشه به شنبه همین هفته که گذشت.در این روز میمون و مبارک که صبحش با اون دیکتاتور اخمو ولی دوست داشتنی کلاس داشتیم یکی از بچه ها که ظاهرا باید اون موقع در حال بازدید از میادین جنگی خوزستان باشه تلفن کرده و بهم گفت:امروز امتحان فاینال داریم بعدش بیا بریم یک گشتی بزنیم***(توضیحات اضافه درپاورقی) ما هم از خدا خواسته اینهو جنی که از بسم الله در میره از ساعت چهار نشستیم بصورت آینه دق جلو ساعت که ای ساعت گرامی زود بشو ساعت ۶.![]()
که بعدش دیدم:ساعت دیواری میگه بجنب داره میشه اگر نری سر قرار حیوونی دلگیر میشه
پیراهن آبی رو بپوشم یا پیراهن سیاهو ای وای خدا چی کار کنم نگه دار زمانو طپش طپش وای از طپش وای از دل دیوونه دارم میرم سر قرار ای دل نگیر بهووونه(ببخشید اینجوری شد از دستم در رفت بقیه شو از آلبوم های سال ۷۰ اون عجوزه پیر**فروهر* گوش بدین
) و پس از مقادیری چند خفه کردن خود با اودکلون های مامی و پاپی و آبجی و ورانداز کردن هزار جور لباس زار و نزار به هیکل خود و خوردن کمی تا قسمتی ناسزا از سوی والده و والد گرامی با یک ساعت و ۵۰ دقیقه و ۳۰ ثانیه تاخیر به کله سرا ببخشید نه زبانسرا رسیدم. **(توضیحات در پاورقی) در اونجا همه را دیدم جز طرف مربوطه را از خروس عزیزم)ببخشید.آدمه ولی شکل خروسه) شایان دنگل دیوونه(مثل فرش پاتریس یک تخته اش کمه
) بهمنی کمپکت دیسک(اگه همینجوری ادامه بده می تونه در مسابقات سنگین وزن ترین افراد جهان شرکت کنه
خوبه ننه اشم چیزی نمیده بهش کوفت کنه) بعدشم که یک مشت آدم خل و چل دیدیم که ییهو طرف اینهو جن بو داده گفت سلام.منو میگی رنگم شد زرد.گفتم مرد حسابی خودم به جای زهره ام ترکیدم این چه وضعشه. بعدشم راه افتادیم و لب کارون دیریریریررری چه گل بارون دیریریریریرریی خوب ما که کارون نداریم
خلیج همیشه عربی داریم
(چته میزنی خوب همون خلیج فارس) راه افتادیم لب ساحل که گوشی آقا زنگ خورد و پدر محترمشون گفتن میری خیابون لیان موبایل فروشی فلانی هر گوشی دیدی و خواستی وردار بیا خونه
آقا ما رو میگی.موندیم اندر کفففففف
خلاصه رفتیم و رسیدیم به شهر و فقط حدود یک ساعت دنبال مغازه یارو می گشتیم.طرف گفته بود روبرو بانک صادرات.آخه پدر بیامرز فقط از بانک صادرات تا مغازه اش نیم ساعت راه بود
خلاصه رسیدیم اونجا مرتیکه بعد از اینکه کلی علافمون کرد(به قول بعضی ها خیار شدیم
جایی نگو) رفته این مغازه اون مغازه که گوشی دلخواه ما رو بهمون بده.آخرشم دست از پا درازتر برگشت و گفتش:برو فردا صبح بیا منم به دوستم گفتم که بهش بگه:حتما زرشک..... و بعدشم برگشتیم خونه![]()
نتیجه اخلاقی: جلو آینه علاف نشینین که ییهو بشین طپش طپش
نتیجه آماری:روزی که کار داری به تعداد موهای سرت آدم آشنا میبینی و وای میسی به سلام علیک گفتن
نتیجه فنی: هیچ وقت از کازرونی جماعت گوشی نخرین(بر نخوره به کازرونی ها)
نتیجه مالی:برو با پول بیا وعده وعید به درد عمه ات می خوره
نتیجه عاطفی: هیچ وقت دوستتو دوست نداشته باش چون مجبوری صد ساعت باهاش پیاده روی کنی
بقیه نتایج رو هم خودتون بگیرین ـــخوب اینم پا ورقی ها
امتحان فاینال:امتحانی است در حد تافل که از زبان آموز ها میگیرن و پدرشون رو جلوی چشمشون میارن
زبانسرا:ساختمون جدیدش اینهو چربی اضافه روی گونه می مونه.قناص و بد ترکیب با راهرو هایی که بچه خردسال زوری ازش رد میشه چه برسه به ما و کلا حکم خونه خرابه داره چون هنوز نصفشو نساختن
میادین جنگی خوزستان:این داداش ما ظاهرا الان باید خرمشهر باشه در صورتی که اینجاس و این یعنی مدرسه وناظم اسکلتی ما رو دو در کرده
در ضمن نظر ندی این وبلاگ مجهز به سیستم کچل کننده نظر نده ها هستش فهمیدی![]()
اوضاع بر وفق مراده؟ چه می کنین با تعطیلات؟ عیدتون هم پیشا پیش مبارک. خوب من دوباره بعد از شش ماه بی اینترنتی به جمع بلاگفا برگشتم تا دوباره مثل روزهای قشنگه تابستون بترکونیم.![]()
اول از همه تولد دوستم بهمن رو تبریک میگم که دیروز تولدش بود.بعدشم تولد کوروش رو تبریک میگم که بعدا تولدش میشه![]()
خوب بریم سراغ خاطرات.
آقا ما شنبه رفتیم مدرسه از قضا اون روز معلم محترم آمادگی دفاعی ما که دست کمی از این مک کین بی صفت نداره وارد شد.(لازم به ذکره به گفته خودشون مقادیر بسیار زیادی ترکش در حد ۱۰۰ کیلو گرم و حدود هزاران لیتر مواد شیمایی در بدنشون هستش و ۹۹ درصد هم جانباز هستن)
با عصاش اومد سامسونتش رو گذاشت رو میز.فایلاشو دراورد و مثل همیشه حضور غیاب و بعدش ما که ده نفر بیشتر نبودیم اسمامونو خوند که بریم درس جواب بدیم.از ق ضا یکی از بچه ها که در کلاس نقش لامپ کم مصرف رو برای ما ایفا می کنه(بنده خدا کچله
)گفتش که آقا چرا می خوای بپرسی دم عیدی؟ اون دیکتاتور هم همچی با یک حرف درشت زد تو ذوق بچه که تا هفت جد آبادش کش اومد.خلاصه از اونجایی که ما خبرنگارها در کمال ادب بسیار پررو تشریف داریم گفتم:
جناب آقای (........) با توچه به فرا رسیدن عید باستانی نوروز و آغاز بهار نو و مقارن شدن اون بهار معنوی و ولادت با سعادت پیامبر و در جهت اعتلا به فرهنگ تندرستی و رواج ورزش فرهنگی در جامعه اینجانب بنده حقیر تقاضا دارم کلاس درس رو در بیرون از محیط کلاسی برگزار کنید(باور کنین عین همینو گفتم.من نمی دونم چرا بچه ها بهم می گن جلبک
همشم به نفعشون حرف میزنم) و از آنجا که حرف من بسیار پیش معلم ها سندیت داره ایشون از گزاردن مقادیری چند نمره صفر دست کشیدن و باقی وقتمون رو در مورد اینکه شما کدوم وره جنوب کدوم وره گزروندیم.فهذا بعدش همه ی معلم ها زنگ تفریح رفتن و یک دیگ آش رو با مقادیر کیلیویی نان و پنیر و تخم مرغ(که کوفتشون بشه الهی)خوردن و با هم خدا حافظی کردن و رفتن.
و از آنجائیکه الان دوزاده بعد از نیمه شبه بقیه خاطرات رو در روزهای آینده بخونین
شاید شما هم اسم تورنت حداقل یک باری به گوشتون خورده.و شاید خیلی هاتون هم باهاش کار کرده باشین.من امروز می خوام برای اونهایی که با این شبکه ی مفید می خوان کار کنن توضیحاتی بدم.
شبکه ی تورنت مثل تمامی شبکه های کامپیوتری دنیا از تعداد زیادی کامپیوتر متصل بهم تشکیل شده که هر کدوم فایلهای دلخواهشون رو در اون شبکه بصورت share قرار میدن.ولی فرق این شبکه با بقیشون اینه که: شما فقط تا موقعی می تونید فایل دلخواه رو دانلود کنید که کامپیوتر مبدا در شبکه آنلاین باشه. و اگر آنلاین نبود باید صبر کنید تا وقتی که دوباره به اینترنت وصل بشه. ولی شبکه ی تورنت برای این کار هم راه حلی برگزیده.هر وقت که یکی از میلیاردها کاربران شبکه ی اینترنت می خوان از این شبکه فایلی رو دریافت کنن.نرم افزار های مخصوص شبکه همونطور که دارن فایل رو دانلود می کنن قسمتی از اون فایل رو در شبکه آپلود می کنن به این ترتیب وقتی دانلود شما تموم میشه کامپیوتر شما و اون فایل هم تبدیل میشه به یکی از هزاران منبع دیگر.پس اگر نفر اصلی از اینترنت برود.کامپیوتر شما اون فایل رو در اختیار بقیه می گذارد خوبی این کار به این است که بعد از مدتی اون فایل به چندین قطعه تبدیل می شود و سرعت دانلود بالا می رود.
حالا. وقتی شما یک فایل تورنت رو گرفتین که معمولا بین 5 تا 500 کیلو بایت می تونه باشه توسط نرم افزار های مخصوص اون فایل رو باز می کنید .و می زارین تا دانلود کنه.
حالا من براتون این نرم افزار رو آپلود کردم و برای دانلود قرار می دم.در ضمن در این شبکه از جون مرغ تا شیر آدمیزاد پیدا میشه.مخصوصا بدرد کسانی میخوره که از رپید شیر حالشون بهم می خوره و همچنین اونهایی که خوره فیلم دانلود کردن هستن و کسانی که نرم افزار روز دنیا رو می خوان و کلا هر کسی که عشق دانلود داره.
دانلود کنید از این لینک: اینجا رو کلیک کنید

خوب من در ریاضی مثل این اموتیک قبلی هستم.خلاصه. دبیرمون هم آقای مفرد هستش که لنگش پیدا نمیشه. به قول ایشون دانش آموز خمیری هستش که معلم باید ورزش بده و نرمش کنه
. حیف که من خمیر ترشیده هستم
اگر نه می شد ورزم بدی
خلاصه امروز بحث ما راجع به مبحث شیرین مثلثات
توابع و رسم آنها و هزار جور فرمول ریاضی که فقط ساخته شدن که باعث اکسیداسیون مغز دانش آموزان بشن
فرمولهایی که به فیل بدی پس میافتن.
حالا حساب کن من با این وضعیت دوست دارم معلم ریاضی بشم.وای خدا چه شود؟!
به هر حال مجبورم دیگه.البته من ریاضی رو خیلی خوب درک می کنم اگر دبیرهام مثل جناب آقای مفرد و آقای شهسواری توضیح بدن

بگزریم.....
. ولی باید بخونیم. به نظر من شما هم بخونین اصلا همه بخونن اها هاه
امروز باید زود برم چون یک عالمه امتحان دارم و کلاس هم دارم.برا همین امروز براتون یک برنامه بسیار کاربردی قرار میدم.امیدوارم خوشتون بیاد
.پیشا پیش بای بای
.
راستی
عیدتون هم مبارک باشه.تولد اما رضا بر همه مبارک
++++زندگی نامه این شخصیت بزرگوار رو هم بزودی می زارم.
شاید شما هم به این فکر افتاده باشید تا نوارهای کاست قدیمی و یا حتی صفحه های قدیمی مربوط به دستگاه گرامافون را به CD تبدیل کنید. برای این کار شما به یک دستگاه گرامافون که دارای فیش خروجی صدا باشد تا آن را به کامپیوتر متصل کنید نیازمند می باشید. نسخه هایی از این دستگاه که به صورت کیفی و چمدانی بودند دارای این قابلیت می باشند. همچنین برای تبدیل نوارهای کاست نیز به یک ضبط صوت که دارای خروجی صدا باشد برای اتصال به سیستم نیاز دارید که در هر منزلی امروزه یافت می شود. برای تبدیل معولا از نرم افزار های ضبط صدا استفاده می شود که نتیجه آن در چنین مواردی افت بسیار زیاد کیفیت صدا می باشد. علت این موضوع این می باشد که چون این نوار ها و صفحات اکثرا قدیمی می باشند و با توجه به گذشت زمان و عوامل محیطی دچار کاهش کیفیت شده اند در هنگام ارتباط صوتی از طریق کامپیوتر و ظبط آنها توسط نرم افزار دچار افت کیفیت مجددی شده و کیفیت آن ها بسیار کاهش می یابد.
در این مطلب نرم افزاری را به شما معرفی می کنیم که برای تبدیل مستقیم از این دستگاهها به CD طراحی شده است.

Golden Records نام نرم افزاری از شرکت NCH می باشد که این امکان را در اختیار شما قرار می دهد تا به صورت مستقیم از دستگاه ضبط صوت و یا گرامافون صدا را بر روی CD بدون افت و کاهش کیفیت کپی کرده و آن را به CD های صوتی تبدیل کنید. این نرم افزار با کمک ابزار جادویی ( Wizard ) به صورت کاملا آسان و در مراحل پشت سر هم به راحتی امکان تبدیل را فراهم می کند.
از ویژگی های این نرم افزار به موارد زیر می توان اشاره کرد:
- تبدیل از صفحه ها و نوار کاست به صورت مستقیم به فرمت های WAV و MP3 ، و یا کپی مستقیم بر روی CD
- استفاده از wizard برای سهولت در انجام کار به صورت قدم به قدم
- تنظیمات صوتی برای بهینه سازی کیفیت صدا
- فشرده سازی برای فرمت MP3 برای کاهش حجم صدای ذخیره شده بدون کاهش کیفیت
- دارای تنظیمات خودکار برای ضبط صدا در بهترین حالت ممکن
- حذف خودکار صدا های اضافی ( noise ) از روی صدای اصلی
و ... .
دانلود کنید نسخه 1.10 ( لینک غیر مستقیم )
تصویری از محیط نرم افزار
English Explanations
منبع: www.p30world.com

} حالا بعدا کروکی اش رو می کشم میزارم که ببینین.مدیر هم که روز اول اومد گفتش این مدرسه فقط سه سال هستش که ساختنش{قبلش مااله بر و بچ شاهد بود}
ولی الکی میگه.از ظاهرش پیداس کم کمش دویست سیصد سالی عمر کرده.تحقیقاتی هم که از یک منبع موثق کاذب که بع از زدن نیز حرفش رو تکذیب کرد گفتش که آثار باستانی این مدرسه رو خریده .
خدا اون روزو نیاره.همین ما مونده که بشیم جزو آثار باستانی و مشتی تروریسم{ببخشید توریسم} بیان ما رو بجای جک و جانور نیگاه کنن
.حالا که جابه جا شدیم رفت پی کارش.البته اینجا هم خوبه ها منظره ی خوبی داره ازز هر طرف که نیگاه کنی تا فرسنگ ها موجود زنده پر نمی زنه.
.راستی یادم باشه بعدا همه ی افراد مدرسه رو براتون معرفی کنم.
رو به موت هستیم دیگه.من موندم چرا ایران دنبال نیروگاه اتمیه؟
بیان یکی یک سیم وصل کنن به کله ی دانش آموزا.برقی که به خاطر عبور هر چه بیشتر الکترون و اینا از همین دو تا دونه دوگوله و شوید و نورون مغزی ما بدلیل فشار بی شاعبه مدرسان گرامی که می خوام من باشم اونا نباشن
می تونن برق برای مصرف شهر که سهله واسه صادرات هم استفاده کنن
. خوب فعلا من باید برم نهار
معلوم نیست کی برگردم چون امروز پدر محترم غذا پخته
.بقیه خاطره رو در قسمت بعدی مشاهده بفرمائید.
بای بای 